
شیخ رجبعلی خیاط همراه عده ای در حیاط منزل یکی از دوستان نشسته بود . در آن جمع یک صاحب منصب دولتی هم حضور داشت ؛ آن شخص رو کرد به شیخ و گفت : مدتی است گرفتار پا درد شده ام و دارو هم کارساز نبوده !

شیخ رجبعلی خیاط همراه عده ای در حیاط منزل یکی از دوستان نشسته بود . در آن جمع یک صاحب منصب دولتی هم حضور داشت ؛ آن شخص رو کرد به شیخ و گفت : مدتی است گرفتار پا درد شده ام و دارو هم کارساز نبوده !
شیخ از حاضران خواست که سوره حمد را بخوانند ، آنگاه فرمود : درد پای شما از روزی پیدا شد که زنِ ماشین نویس را به این دلیل که نامه را بد ماشین کرده است توبیخ کردی و سر او داد زدی ، او زنی علویّه بود ، دلش شکست و گریه کرد ، باید او را پیدا کنی و راضیش کنی تا پایت درمان شود.
مزن بر صورت صدّیق سیلی مکن روی مــراد خویــش نیلی
هیچ کس در دنیا به بلایی مبتلا نشود مگر بواسطه گناهی کرده است.
((رسول اکرم صلی الله علیه و آله ؛ نهج الفصاحه – ح 2686 ))
.: Weblog Themes By Pichak :.
