نقل شده است که مرحوم حاج ملا مهدی نراقی کتاب اخلاق خود را تصنیف کرد و به نجف
فرستاد ، علما تحسین کردند. ایشان برای زیارت به نجف اشرف مشرف گردید، علما از او دیدن
کردند ولی سید مهدی بحر العلوم به دیدن او نیامد !
مدتی گذشت ، سرانجام مرحوم نراقی فرمود : من به دیدن ایشان می روم. وقتی به دیدن او
رفت ...


نقل شده است که مرحوم حاج ملا مهدی نراقی کتاب اخلاق خود را تصنیف کرد و به نجف فرستاد ، علما تحسین کردند. ایشان برای زیارت به نجف اشرف مشرف گردید، علما از او دیدن کردند ولی سید مهدی بحر العلوم به دیدن او نیامد !
مدتی گذشت ، سرانجام مرحوم نراقی فرمود : من به دیدن ایشان می روم. وقتی به دیدن او رفت ، جمعی خدمت سید بودند و سید ایشان را خوب تحویل نگرفت . برای بار دوم خدمت سید رفت، باز سید ایشان را تحویل نگرفت، بار سوم خدمت سید رفت و دید سید خودش نزد در آمد و از او استقبال گرمی کرد و او را به جای خود نشاند و احترامات لازمه را به جا آورد، از سید پرسید : چطور در دفعات قبل برخورد شما این طور نبود ؟!
سید فرمود : من کتاب اخلاق شما را خواندم و خوشم آمد، ولی پیش خودم گفتم : کسی که اخلاق می نویسد باید قبلا خودش مهذّب باشد و میخواستم ببینم شما مهذّب هستی یا نه ؟! فهمیدم رفتار من در روحیه شما اثر سوئی نداشت و این علامت تهذیب و شایستگی شما برای نوشتن کتاب اخلاق است.
منبع : روزنه هایی از عالم غیب
سید فرمود : من کتاب اخلاق شما را خواندم و خوشم آمد، ولی پیش خودم گفتم : کسی که اخلاق می نویسد باید قبلا خودش مهذّب باشد و میخواستم ببینم شما مهذّب هستی یا نه ؟! فهمیدم رفتار من در روحیه شما اثر سوئی نداشت و این علامت تهذیب و شایستگی شما برای نوشتن کتاب اخلاق است.
منبع : روزنه هایی از عالم غیب
تاريخ : چهارشنبه 19 تیر 1392 | 01:22 | نویسنده : haftkelsalam |
ارسال نظر(1)
.: Weblog Themes By Pichak :.
